X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

عاشقونه هاى آزاده و على

دیروز دلم خیلی گرفته بود   

خیلی از دست این زندگی دلم پر بود.

وقتی رسیدم خونه یه کلمه بهم گفتی سلام باور کن هر چی تو دلم بود رفت بیرون......

خودم میدونم که چقدر بهت وابستم و از ته دل دارم از خوشحالی فریاد میزنم که تو مال خود خودمی و یه روزی از همین روزا میاد که دست من و تو هیچوقت از هم جدا نشه و فقط خودمون میدونیم که اون روزا خیلی نزدیکه.......

من همیشه میام اینجا از عشقم مینویسم از اینکه چقدر عاشقم و چقدر عشقمو دوست دارم تا بتونم لا اقل اینجوری خودمو از درون یکم ارضاء کنم...... ولی جالبیش اینه که همونم فقط چند ساعت طول کشیده......

آزاده آزاده آزاده آزاده آزاده آزاده آزاده به خدا نمیدونی که تنها چیزی که آرومم میکنه اسمته حالا تو هر شرایطی که باشم.شده برام مثل ذکر

دوست دارم خانمم دوست دارم به خدا شده یه بغض تو گلوم این عشق که فقط با داد زدن از عشقم میترکه........

عاشقتم با همه وجودم میپرستمت بدون که خدای زمینی منی......

 

علی خودت تا آخر خط...

نوشته شده در 8 خرداد 1385ساعت 08:33 ق.ظ توسط علی و آزاده نظرات (162)


Design By : Pichak